«جادوپرست» در چاپ دوم/ نویسنده: دنبال کلیشه‌های رایج انقلاب نرفتم

«جادوپرست» در چاپ دوم/ نویسنده: دنبال کلیشه‌های رایج انقلاب نرفتم

سیده فاطمه موسوی، نویسنده اثر، استفاده از زاویه‌ای تازه برای فاصله گرفتن از کلیشه‌ها و جذابیت برای نوجوانان را هدف اصلی خود دانست.
چهارشنبه، 06 خرداد 1405

 به گزارش روابط عمومی باغ کتاب؛نشست نقد و بررسی کتاب «جادوپرست» با حضور سیده فاطمه موسوی (نویسنده) و سیده عذری موسوی (کارشناس) در پانزدهمین روز از رویداد «اردیبهشت کتاب» (۶ خرداد) در غرفه (کافه بچه کتابخون ها) باغ کتاب برگزار شد.

 

سیده فاطمه موسوی، نویسنده ادبیات نوجوان، درباره چاپ کتاب فانتزی خود با موضوع انقلاب گفت: کتاب سال ۱۴۰۳ منتشر شده است. در این اثر برای نوجوانان سعی کردم از زاویه‌ای تازه به موضوع انقلاب نگاه کنم تا هم از کلیشه‌های رایج فاصله بگیرد و هم برای نوجوانان جذاب‌تر باشد.

 

موسوی با اشاره به پیشینه تحصیلی خود در رشته ادبیات کودک و نوجوان افزود: حوزه فانتزی موضوع پایان‌نامه من بود. پس از پژوهش در این حوزه، علاقه‌مند شدم پیوندی میان فانتزی و روایت انقلاب ایجاد کنم. این نخستین تجربه من در نوشتن فانتزی است.

 

وی ادامه داد: پیش از چاپ، کتاب را به چند نوجوان ارائه دادم و نظراتشان را گرفتم. وقتی مطمئن شدم برای آن‌ها جذاب است، کار را به ناشر سپردم. این کتاب در چاپ دوم خود قرار دارد.

 

در ادامه سیده عذری موسوی کارشناس کتاب در این نشست با اشاره به مفاهیم بنیادین داستان، اظهار داشت: خیر و شر همواره در برابر یکدیگر قرار دارند. در این کتاب، نویسنده با قرار دادن شخصیت «فرید» در کنار اژدها و در مقابل دوستانش، سعی کرده‌ام این نبرد همیشگی را ترسیم کنم.

 

وی افزود: ما از درون فرید نداهایی می‌شنویم و گاهی خودش نیز متوجه برخی از این نداهای درونی می‌شود. در برخی از صحنه‌ها، فرید خود را در خواب در «مَقل ضحاک» می‌بیند؛ جایی که دو مار از شانه‌هایش رشد کرده‌اند و شبیه خود او هستند.

 

این کارشناس کتاب با بیان اینکه نویسنده برای ملموس‌تر کردن مفاهیم برای مخاطب نوجوان، به شر درونی تجسم بخشیده است، توضیح داد: موضوع را در حد یک شر درونی نگه نداشته و یک اژدهای سه‌سر در داستان ترسیم کرده است که تجسم همان شر است. این اژدها با هدایت فرید به سمت مبارزه با نیروی خیر، تلاش می‌کند جبهه خود را مستحکم کند.

 

وی تأکید کرد: تلاش این بود که مبارزه خیر و شر را به صورت شعاری در داستان نشان ندهند. به واسطه تصویرهایی که خلق کرده و عینیتی که به مفاهیم انتزاعی و ذهنی بخشیده است تلاش کرده داستان را برای نوجوان ملموس و قابل‌فهم کند.

 

موسوی ادامه داد: از فانتزیِ خفیف در داستان استفاده کرده‌ تا آن را برای مخاطب جذاب و خواندنی کند، این تعلیق تا پایان همراه مخاطب می‌ماند. در ابتدای داستان قلاب خوبی می‌اندازد و مخاطب را تا انتها همراه خود می‌کشاند؛ به‌گونه‌ای که در پایان، فضای کلی داستان و مفاهیم مورد نظرم را درک می‌کند.

 

کارشناس «جادوپرست» در بخش دیگری از سخنان خود به نقد خانواده در این داستان پرداخت و گفت: در این کتاب، خانواده‌ای ازهم‌گسیخته و افسارگسیخته می‌بینیم که حاصل رسوخ مدرنیته در زندگی‌هاست. این وضعیت متناسب با همان دوره زمانی است. ظهور جدی مدرنیته در ایران از دهه ۴۰ آغاز شد و خانواده‌ای که در سال ۵۶ شاهد آن هستیم، نتیجه همان مدرنیته افسارگسیخته است.

 

وی تصریح کرد: در داستان می‌بینیم که مادر به جای دغدغه حفظ کیان خانواده، شغلی سطح پایین (خدمتکاری شبانه در یک کافه) دارد و پدر نیز پس از بیکاری از کارخانه، به اعتیاد روی آورده و دیگر توجهی به خانواده ندارد و دنبال خواسته‌های نفسانی خودش است. می‌شد این ماجرا را کمی تلطیف‌تر کرد و اهمیت و تلاش برای حفظ خانواده را بهتر از آنچه در داستان آمده، به تصویر کشید.

 

انتهای پیام/

«جادوپرست» در چاپ دوم/ نویسنده: دنبال کلیشه‌های رایج انقلاب نرفتم
ثبت امتیاز
نظر جدید

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: