به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، محمدحسن بیوک معیری با تخلص رهی از غزلسرایان، ترانهسرایان و تصنیفسرایان تاریخ ادبیات معاصر است. او در تلفیق گرایشهای کهن و برداشتهای ویژه خود از دنیای پیرامون مهارت داشت. او اشعار طنز و انتقادی خود را در زمینههای سیاسی و اجتماعی با نامهای مستعار در روزنامههای «توفیق» و «باباشمل» به مناسبتهای مختلف منتشر میکرد.
سبک اشعار
زبان رهی ساده و بیتکلف است. او در میان قالبهای شعری علاقه زیادی به سرودن غزل داشت و از این رو غزلهای زیبا و فاخر سرود. رهی معیری به شعرهای شاعران کلاسیک ایران همچون «سعدی»، «حافظ»، «مولوی» و «فخرالدین عراقی» علاقهمند بود و از آنها تأثیر بسیاری پذیرفت. سبک شعری رهی، تلفیقی از سبک عراقی و هندی است. بنابراین نازکطبعیها و مضمونسازیهای سبک هندی را با شیوایی، سادگی و شکوه زبان سعدی در هم آمیخته است.
او ضمن این که از سادهترین و متداولترین واژگان فارسی در سرودههای خود بهره برده، از بهکاربردن واژههای کمکاربرد، ناآشنا و واژگانی که به نوعی با فضای سخن او تناسب نداشته، پرهیز کرده است. در دیوان وی به ندرت به واژهای برمیخوریم که از نظر بلاغت ادبی غیر فصیح یا به توضیحی نیازمند باشد.
عشق مضمونی است که رهی بیش از هر موضوعی آن را در شعرهایش مورد توجه قرار داده است. با این حال، او به مضمونهای دیگری همچون بینیازی و وارستگی، وطنپرستی، توصیف زیباییها و نکوداشت هنرمندان و اندیشمندان نیز توجه کرده است.
آثار
از اشعار معروف او میتوان به «خزان عشق»، «نوای نی»، «دارم شب و روز»، «شب جدایی»، «یار رمیده»، «یاد ایام، بهار»، «کاروان» و «مرغ حق» اشاره کرد.
کلیات آثار رهی معیری در کتابفروشی باغ کتاب تهران (سروستان) موجود است.
شعر زیبای زیر از اشعار ماندگار اوست:
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گِردِ آن شمع طرب میسوختم پروانهوار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
آتشم بر جان ولی از شِکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از شُکر سر بر آستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم
درد بیعشقی ز جانم برده طاقت ورنه من داشتم آرام تا آرام جانی داشتم
بلبل طبعم «رهی» باشد ز تنهایی خموش نغمهها بودی مرا تا همزبانی داشتم