به گزارش واحد توسعه ارتباطات و برند باغ کتاب، مراسم رونمایی از کتاب «مِثلی»، مجموعهای مشتمل بر ۲۱ روایت از لحظه شنیدن خبر شهادت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، با حضور جمعی از نویسندگان، اهالی فرهنگ و فعالان رسانهای عصر یکشنبه ۱۹ مهرماه برگزار شد.
در این مراسم، نویسندگان کتاب از دشواری بازآفرینی لحظات نخست مواجهه با این خبر سخن گفتند و ثبت روایتهای شخصی از وقایع تاریخی را ضرورتی برای انتقال تجربههای یک نسل به نسلهای آینده دانستند.
در این نشست که اجرای آن را محمدرضا شیخصراف بر عهده داشت، وجیهه سامانی، محمدرضا شهبازی، محسن آزادی، محمدامین سلیمی، سمیه عالمی و حامد اشتری به بیان تجربههای خود و اهمیت روایتگری این واقعه پرداختند.
نوشتن چند صفحه از آن حادثه به اندازه چندین رمان از من انرژی گرفت
وجیهه سامانی، نویسنده و از مشارکتکنندگان در کتاب «مِثلی»، با اشاره به دشواری نوشتن روایت خود از لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر انقلاب گفت: «بعد از آن ۲۴ ساعت سخت، بدون اغراق میگویم در تمام زندگیام هیچ اتفاق و حادثهای به این سنگینی برایم رخ نداده بود.»
وی با بیان اینکه شدت تأثر از این حادثه باعث شده بود بخش قابلتوجهی از جزئیات آن ساعات را فراموش کند، افزود: «وقتی دوستان پیشنهاد نوشتن دادند، واقعاً همهچیز از ذهنم پاک شده بود. حتی یادم نمیآمد آن روز سحر ماه رمضان بوده و چرا اعضای خانواده خواب بودند. به مرور متوجه شدم ذهنم برای محافظت از خودش بسیاری از آن لحظات را فراموش کرده است.»
سامانی توضیح داد که برای بازیابی خاطرات خود ناچار شده به پیامها، گفتوگوهای گروهی و تاریخ رویدادها مراجعه کند و با کمک اعضای خانواده، اتفاقات آن ساعات را دوباره کنار هم قرار دهد.
این نویسنده ادامه داد: «نوشتن بهخودیخود کار سختی است، اما فکر میکنم برای نوشتن همین دو سه صفحه روایت آن حادثه، به اندازه چندین و چند رمان از من انرژی گرفته شد.»
وی همچنین با اشاره به تفاوت روایت داستانی و گزارش صرف از یک واقعه اظهار کرد که اگرچه نوشته او بر پایه مستندات و تجربههای واقعی شکل گرفته، اما نگاه و قلم داستاننویس در شیوه بازنمایی حادثه تأثیرگذار بوده است.
مهمترین ویژگی کتاب ثبت لحظهای تاریخی است
محمدرضا شهبازی، مدیر انتشارات حافظه تاریخی ایرانی، در ادامه مراسم با اشاره به روند شکلگیری کتاب «مِثلی» گفت: «وقتی آقای پیرهادی ایده جمعآوری این یادداشتها و روایتها را مطرح کرد، تصور میکردیم کار سادهای باشد؛ چون همه ما تجربه مشترکی از آن اتفاق داشتیم. اما وقتی نوشتن را آغاز کردیم، متوجه شدیم اصلاً کار سادهای نیست.»
وی افزود: «انگار آن ۲۴ یا ۴۸ ساعت از روی نوار حافظه پاک شده بود. هیچکدام نمیدانستیم آن ساعتها را چطور گذراندهایم و برای بازسازی لحظات باید بارها به حافظه خودمان رجوع میکردیم.»
شهبازی با بیان اینکه کتاب «مِثلی» از نخستین آثار منتشرشده با نام انتشارات حافظه تاریخی ایرانی است، گفت: «مهمترین ویژگی این کتاب، ثبت آن لحظه است. ممکن است کتاب تحلیل تازه و عجیبی از تاریخ ارائه ندهد، اما ثبت کرده که آدمهای مختلف در موقعیتهای متفاوت، از نویسنده و مجری گرفته تا افرادی در شهرهای دیگر، هنگام مواجهه با این خبر چه تجربهای داشتهاند.»
وی تأکید کرد که هنوز برای تحلیل همه ابعاد این اتفاق زود است و باید زمان بگذرد تا روایتهای بیشتری از آن روزها منتشر شود و تصویر کاملتری از آنچه بر افراد و جامعه گذشته است، شکل بگیرد.
مدیر انتشارات حافظه تاریخی ایرانی همچنین درباره دشواریهای تولید این اثر توضیح داد: «فرایند آمادهسازی و چاپ کتاب نزدیک به سه ماه طول کشید. یک روز کاغذ موجود نبود، روز دیگر مواد مورد نیاز جلد پیدا نمیشد و حتی مجبور شدیم نوع کاغذ انتخابی را تغییر دهیم.»
شهبازی با اشاره به افزایش هزینههای تولید کتاب افزود که به دلیل قیمت بالای کاغذ و احتمال افزایش حجم و قیمت نهایی اثر، امکان انتشار تعدادی از نوشتههای دریافتشده در این مجموعه فراهم نشده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، خاطراتی از دیدارهایش با رهبر انقلاب نقل کرد و خواستار انتشار خاطرات و اسناد کمتر دیدهشده از زندگی ایشان شد.
شهبازی گفت: «باید زمان بگذرد، قلمها بنویسند، خاطرات بیان و اسناد منتشر شوند تا متوجه شویم شخصیتی که امروز ۲۱ روایت از لحظه شنیدن خبر شهادتش را گرد آوردهایم، چگونه زیسته و چه تأثیری بر ما گذاشته است.»
اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب از سختترین لحظات فعالیت رسانهای ما بود.
محسن آزادی، مجری برنامه تلویزیونی «زمانه» و از نویسندگان کتاب، با اشاره به تجربه حضور در آنتن زنده تلویزیون در ساعات نخست انتشار خبر شهادت رهبر انقلاب، گفت: «خیلی سخت است که به انسانی بگویند درباره کسی که یک عمر به او باور داشته و با عشق او زندگی کرده، سخن بگوید و اعلام کند که دیگر در میان ما نیست.»
وی با بیان اینکه برنامه «زمانه» در جریان جنگ ۱۲روزه شکل گرفته بود، توضیح داد که در سحرهای ماه رمضان بخشهایی داستانی برای برنامه مینوشت؛ روایتهایی درباره پیرمردی که با جوانی گفتوگو میکرد و از یقین، صبر و عجلهنکردن سخن میگفت.
آزادی افزود: «حالا که به دستنوشتههای آن شبها نگاه میکنم، احساس میکنم همه آنچه تا سحر نهم نوشته بودم، در حال آمادهکردن من برای مواجهه با خبر شهادت آقا بوده است.»
این مجری تلویزیون با اشاره به فشار روانی حضور در برنامه زنده در آن شرایط اظهار کرد: «مجری نمیتواند در برابر دوربین کاملاً کنترل خود را از دست بدهد. درحالیکه در درون خودمان عزادار بودیم، باید شرایط را مدیریت میکردیم و آرامش را به مخاطبان منتقل میکردیم.»
وی با تأکید بر اهمیت روایتگری در بزنگاههای تاریخی گفت: «باید این لحظات را روایت کنیم. در میان این همه روایت، لازم بود کتابی مانند «مِثلی» متولد شود تا نشان دهد در آن ساعتها بر افراد مختلف چه گذشته و چگونه توانستهاند آن شرایط را تحمل کنند.»
آزادی همچنین از تأثیر این تجربه بر نگاه خود به نوشتن سخن گفت و اظهار کرد که پس از این اتفاق تصمیم گرفته است در آثار ادبی و نوشتههای آیندهاش، نگاه متفاوتی به مفاهیمی همچون فقدان، امید و وصال داشته باشد.
روایت لحظات تاریخی بخشی از حافظه جمعی ملت است
محمدامین سلیمی، دیگر نویسنده کتاب و مجری تلویزیون، برخلاف برخی دیگر از نویسندگان مجموعه که از فراموشی بخشهایی از حادثه سخن گفتند، تأکید کرد که تقریباً تمام جزئیات آن ۲۴ ساعت را به خاطر دارد.
وی گفت: «من بهطور کامل از نعمت فراموشی بیبهرهام. آن ۲۴ ساعت را سکانس به سکانس، پلان به پلان و فریم به فریم به یاد دارم.»
سلیمی با بازخوانی تجربه خود از حضور در استودیو، آمادهشدن برای اجرای برنامه، دریافت خبر و مواجهه با واکنشهای اطرافیان، گفت در آن شرایط همزمان دو مسئولیت متفاوت را احساس میکرده است: عزاداری شخصی و روایتگری برای مخاطبان.
وی افزود: «آن لحظاتی که ما روی آنتن هستیم، بخشی از حافظه تاریخی ملت و تاریخ شفاهی ماست. هنوز هم رحلت امام خمینی را با صدای آقای حیاتی به یاد میآوریم. اینکه در آنتن زنده نشسته باشی و تاریخ با صدای تو ثبت شود، مسئولیت بسیار بزرگی است.»
این فعال رسانهای حضور در آن موقعیت را از مهمترین مسئولیتهای دوران فعالیت حرفهای خود توصیف کرد و گفت همین احساس مسئولیت در برابر حافظه تاریخی جامعه، او را به مشارکت در نگارش کتاب ترغیب کرده است.
سلیمی با اشاره به اهمیت انتقال تجربه آن روزها به نسلهای آینده افزود که ثبت این روایتها میتواند به کسانی که سالها بعد کتاب را میخوانند، نشان دهد افراد در مواجهه با یک فقدان بزرگ چگونه واکنش نشان دادهاند و به زندگی و مسئولیتهای خود ادامه دادهاند.
از مواجهه با فقدان تا پذیرش مسئولیت
سمیه عالمی، نویسنده دیگری که در این مراسم حضور داشت، با اشاره به دشواری روایت شخصیتی مانند رهبر انقلاب گفت: «در ادبیات میگویند روایت خوب، روایتی خوداتکاست. سخنگفتن از کسی که خود یک روایت تماموکمال است و اینکه بخواهیم گوشهای از این روایت را از منظر خودمان بازگو کنیم، اصلاً کار آسانی نیست.»
وی با بیان اینکه یکی از نگرانیهای همیشگیاش، مواجهه با روزهای پس از فقدان رهبر انقلاب بوده است، افزود: «بیش از آنکه از جنگ یا شکست بترسم، از گمگشتگی پس از سیدعلی خامنهای میترسیدم.»
عالمی با اشاره به تجربه شخصی خود پس از شنیدن خبر شهادت رهبر انقلاب توضیح داد که برخلاف تصور اولیهاش، بهجای آنکه دیگران او را آرام کنند، شرایطی پیش آمد که خود باید به اطرافیان آرامش میداد.
وی گفت: «احساس میکردم پس از شنیدن این خبر، دیگران باید مرا از زمین بلند کنند؛ اما شرایط به گونهای شد که من باید دیگران را آرام میکردم و میگفتم اکنون وقت آن است که توان خودمان را نشان دهیم و بخش بعدی مسئولیت را بر عهده بگیریم.»
برای ثبت ابعاد این واقعه به روایتهای بیشتری نیاز داریم
حامد اشتری، نویسنده و از دیگر مشارکتکنندگان کتاب «مِثلی»، نیز در این مراسم با تشبیه ادبیات به آینه گفت: «روایت در قالب ادبیات مانند آینهای در برابر اشخاص و اتفاقات است. وقتی موضوعی که قرار است بازتاب داده شود از اندازه آینه بزرگتر باشد، تصویر همواره ناقص خواهد بود. بنابراین باید آینههای متعدد کنار هم قرار بگیرند تا هرکدام بخشی از آن عظمت را نشان دهند.»
وی با تأکید بر اینکه هیچ روایت واحدی نمیتواند تمام ابعاد یک واقعه تاریخی را بازگو کند، افزود: «ما نویسندگان این کتاب همگی در توصیف این واقعه احساس ناتوانی میکنیم. با این حال وظیفه داریم تلاش کنیم و بنویسیم.»
اشتری یکی از مهمترین وجوه این تجربه را مواجهه جامعه با فقدان شخصیتی دانست که به گفته او، برای بسیاری نقش پدری دلسوز و مراقب را داشته است.
وی اظهار کرد: «ما جمعی بودیم که پدری دلسوز را از دست دادیم، اما حتی مجال سوگواری پیدا نکردیم. هنوز میخواستیم سر بر زانو بگذاریم و گریه کنیم که احساس مسئولیت در برابر شرایط پیشآمده، ما را به ادامه مسیر فرا میخواند.»
این نویسنده با تأکید بر ضرورت تولید آثار ادبی و مستند درباره این دوره گفت: «حالا باید روایتها و کتابها و رمانهای بیشتری نوشته شود تا ثبت شود که در دوران او چه بر ما گذشت، چگونه ما را تربیت کرد و در لحظه آن فقدان چه تجربهای داشتیم.»
اشتری در پایان از محمدرضا شهبازی، مهدی پیرهادی و دیگر عوامل تهیه کتاب برای انتشار این مجموعه با وجود محدودیتهای مالی قدردانی کرد.
از اجرای نمایشی تا عکس یادگاری نویسندگان
در بخش دیگری از مراسم رونمایی کتاب «مِثلی»، اجرایی نمایشی با محوریت خاطراتی از کتابخوانی و زندگی رهبر انقلاب ارائه شد. در این اجرا، روایتهایی از زبان شخصیتهایی همچون کتابفروشی در مشهد، مأمور ساواک و یکی از همرزمان شهدا به نمایش درآمد.
همچنین بخشهایی از برنامه تلویزیونی اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب برای حاضران پخش شد.
در پایان مراسم، محمدرضا شیخصراف از نویسندگان حاضر دعوت کرد تا برای ثبت عکس یادگاری در کنار یکدیگر قرار گیرند.
کتاب «مِثلی» که به همت انتشارات حافظه تاریخی ایرانی منتشر شده است، با گردآوری روایتهای شخصی از یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر، میکوشد تجربههای گوناگون افراد در مواجهه با لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر انقلاب را ثبت و برای مخاطبان امروز و نسلهای آینده ماندگار کند.
انتهای پیام/