به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، مواجهه با اشعار حمید مصدق، نوعی سفر به دنیایی است که در آن صداقت و سادگی زبان، با عمق معانی در هم تنیدهاند. مصدق شاعری است که مخاطب را به تأملی صمیمانه و در عین حال جدی دعوت میکند. او در اشعارش، دغدغههای شخصی و اجتماعی را به گونهای بیان میکند که مخاطب بتواند تجربهای مشترک با او داشته باشد.
برای بسیاری از مخاطبان، اولین مواجهه با اشعار مصدق اغلب با شعر معروف او که با «تو به من خندیدی…» آغاز میشود، شکل میگیرد. این شعر با سادگی زبان و عمق احساسیاش، بهسرعت بر دل مخاطب مینشیند. مخاطب در این شعر، نه تنها عاشقانهای ساده، بلکه روایتهای پیچیدهای از دلهره، گناه و معصومیت را میبیند. مصدق توانایی بینظیری دارد که از طریق تصاویر روزمره، حسی از بیزمانی و جهانشمولی را به مخاطب منتقل کند.
یکی از ویژگیهای مهم مواجهه با آثار شاعر نوگرای معاصر، احساس نزدیکی و همذاتپنداری است. اشعار او چنان با زندگی روزمره و عواطف انسانی گره خوردهاند که مخاطب بهراحتی خود را در کلماتش پیدا میکند. این نزدیکی باعث میشود که اشعار مصدق نه تنها بهعنوان اثری ادبی، بلکه بهعنوان همراهی صمیمی در لحظات تنهایی، شکست یا امید، عمل کنند.
اما مصدق فقط شاعر عشق و احساس نیست؛ او صدای اعتراض نیز هست. مخاطبی که با نگاه اجتماعی به اشعار او نزدیک میشود، با دغدغههای ملی و سیاسی مواجه خواهد شد. اشعاری چون «درفش کاویانی» نشان میدهد که مصدق تنها به احساسات فردی محدود نمیشود، بلکه شعری میآفریند که بازتاب مبارزه، آرمانخواهی، امید به تغییر و تسلیبخش روحیه شکستخورده مردم در کودتای 28 مرداد است. بنابراین عشق و اعتراض، در جهانبینی مصدق، دو روی یک سکهاند.
منظومه «آبی، خاکستری، سیاه» زبانی حماسی ودر عین حال اجتماعی را روایت میکند. اما در آثار دیگرش که شامل «در رهگذار باد»، «از جدایها»، «سالهای صبوری» و «شیر سرخ» به زبان عامیانه روی آورده است. مجموعه آثارش در کتاب «تا رهایی» در سال ۱۳۶۹ نیز چاپ شده است.
«مقدمهای بر روش تحقیق»، «مجموعهٔ قوانین تجارت، مدنی و …» ، ویرایش «رباعیات مولانا»، «غزلیات حافظ» از دیگر آثار ماندگار این شاعر مکتب نیمایی است.
او علاوه بر شاعری تحصیلات آکادمیک را هم پشت سر گذاشت و در رشته حقوق اداری تحصیل کرد و تا پایان عمر بهعنوان استاد دانشگاه و عضو کانون وکلا فعالیت حرفهای داشت.
زبان ساده و گفتاری مصدق، در نگاه اول شاید بسیار راحت به نظر برسد، اما با تأمل بیشتر، عمقی از ظرافت و پیچیدگی در مفاهیم و تصاویر را برای خواننده آشکار میکند. همین تعادل میان سادگی و عمق، اشعار او را برای مخاطبان علیالخصوص جوانان جذاب کرده است.
در نهایت، مواجهه با حمید مصدق، مواجهه با شاعری است که از دل زندگی و برای زندگی مینویسد. او در شعرهایش، مخاطب را نه تنها با خود، بلکه با انسانیت، عشق و آرمانهای مشترک انسانی مواجه میکند. به همین دلیل است که اشعار او، حتی پس از گذشت سالها، همچنان زنده و جاریاند.
کتاب «گزینه اشعار حمید مصدق» در قطع رقعی و جیبی در سروستان باغ کتاب موجود است.
در بخشی از شعر «سیب» حمید مصدق آمده است:
تو به من خنديدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضبآلود به من كرد نگاه
سيب دندانزده از دست تو افتاد به خاک...