به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، آیین رونمایی از کتاب هشت هزار و چند آرزو با حضور الهه آخرتی نویسنده کتاب ، مجری کارشناس مرتضی قاضی و جواد موگویی مهمان در دوازدهمین روز از رویداد "اردیبهشت کتاب" (یکشنبه ۳ خرداد) در بخش شاهنامه باغ کتاب برگزار شد.
الهه آخرتی، نویسنده کتاب «هشت هزار و چند آرزو» به دلایل نگارش این سفرنامه درباره بوسنی و هرزگوین اشاره کرد و گفت: من به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر در حوزه مقاومت، احساس کردم جای مباحث مربوط به بوسنی در میان مردم ایران خالی است. خیلی ها نمی دانند در بوسنی چه اتفاقی افتاده و پاسخ بسیاری از سوالاتشان در آنجاست.
وی افزود: برخی به ایران تهمت می زدند که در منطقه به دنبال ایجاد هلال شیعی و دامن زدن به قومیتگرایی مذهبی است، اما پاسخ این اتهامات در بوسنی است؛ جایی که مسلمانان بوسنی و هرزگوین اکثراً اهل سنت هستند و بحث تشیع مطرح نبود.
آخرتی با اشاره به ضعف در معرفی قهرمانهای ملی تصریح کرد: گاهی غیرایرانی ها قهرمان های خود را بهتر از ما معرفی می کنند. من به عنوان یک ایرانی دیدم که در یک کشور اروپایی، پرچمی به اسم شهید «رسول حیدری» شناخته می شود، اما مردم ما چقدر این شخصیت ها را میشناسند؟ شناخت این الگوها کمک میکند نوجوانان ما به داشته های خود افتخار کنند و نگاهشان به بیرون نباشد.
این نویسنده درباره سفرش به بوسنی در قالب گروه «طبیب مسیر» که خدمات پزشکی ارائه می دهند، توضیح داد: این سفرها از سال ۱۳۹۶ هر سال برگزار می شد، اما کرونا چند سالی آن را مختل کرد. من با وجود سفرهای متعدد به لبنان و کشورهای دیگر، احساس کردم باید درباره بوسنی سفرنامه ای خاص بنویسم.
آخرتی سه کلیدواژه اصلی کتابش را اینگونه گفت: اول، ابعاد نسل کشی در بوسنی و کشتار بیش از هشت هزار مسلمان در منطقه ای که سازمان ملل آن را منطقه امن اعلام کرده بود. دوم، نقش حمایتی ایران که با وجود همه تهمت ها، گاهی تنها کشوری بود که به کمک مظلومان رفت. سوم، معرفی شهید رسول حیدری به عنوان الگویی که مردم بوسنی بهترین خیابان شهر را به نام او کرده اند و این افتخار برای یک ایرانی ثبت شده است.
در ادامه جواد موگویی، نویسنده، پژوهشگر و مستندساز، به نقش آفرینی رهبر شهید انقلاب اسلامی در جنگ بوسنی پرداخت و اظهار داشت: یوگوسلاوی شامل شش فدرال بود؛ کرواسی، اسلوونی، صربستان، مقدونیه، بوسنی و ... پس از فروپاشی شوروی، بوسنی اعلام استقلال کرد و درگیر جنگ شد. بوسنی مسلمانانی داشت و عزت بیگویچ، رئیس فدرال بوسنی که تحت تأثیر اندیشه های امام خمینی(ره) بود، کتاب «اسلام بین شرق و غرب» را نوشت و کتاب ولایت فقیه امام (ره) را ترجمه کرد. او سالها در زندان دولت کمونیستی یوگسلاوی بود.
موگویی به بازگویی خاطرهای از سفیر ایران در بوسنی اشاره کرد و گفت: آقای طاهریان سفیر ایران نقل میکرد که رهبر شهید به من فرمودند: «من شبها از غصه مردم بوسنی آنقدر راه میروم که کمرم درد میگیرد.» این خاطره نشان دهنده دغدغه ایشان است.
این پژوهشگر ادامه داد: جمهوری اسلامی هرگز سیاستش این نبود که به جای کشور دیگری بجنگد. دلیل اینکه در سال ۶۱ امام (ره) دستور بازگشت دو گردان ایرانی از لبنان را صادر کردند، همین بود. هدف، نهادینه سازی، بومی سازی، آموزش و کمک تسلیحاتی به شرط جنگیدن خود آنها بود.
موگویی افزود: عزت بیگویچ و مسلمانان بوسنی میخواستند بجنگند و از ما کمک خواستند. این کمک جمهوری اسلامی به بوسنی، اولاً تصمیم رهبر شهید انقلاب بود و ثانیاً دولت وقت و سپاه پای کار آمدند.
موگویی در پاسخ به اتهام «تشکیل هلال شیعی» گفت: بوسنی نه همسایه ماست، نه عمق استراتژیک ما، نه محل درگیری با اسرائیل و نه نفت دارد. جمهوری اسلامی خالصانه و صادقانه به خاطر جان مسلمانان سنی وارد شد و هیچ منفعتی نداشت. به محض پایان جنگ، بنا به در خواست خود بوسنی، ایران کشور را ترک کرد. متأسفانه این بخش از تاریخ به فراموشی سپرده شد.
وی بیان کرد: آنچه شهید خامنه ای در بوسنی انجام داد، این بود که جمهوری اسلامی در قلب اروپا عملیات چهار، پنج ساله انجام داد. این در حالی بود که مسئولین ایرانی زبان آن کشور را بلد نبودند و اولین حضور پررنگ و برون مرزی ایران پس از افغانستان (سال ۵۸) رقم خورد. تجربیات زیادی از این حضور کسب شد که بعدها در سوریه و لبنان به کار آمد.
در ادامه آخرتی نویسنده کتاب هشت هزار و چند آرزو گفت: برخی رسانهها سالها تلاش کردند مسلمانان را همتراز گروههای تکفیری مثل داعش معرفی کنند، اما در بوسنی دیدیم که شیوه جنایت (مانند بنزین ریختن روی فرد مست برای سوزاندن از درون) توسط کسانی اجرا شد که استاد داعش در جنایت بودند.
وی افزود: در بوسنی «بیش از ۸ هزار مرد مسلمان قتلعام» شدند و «حداقل ۲۵ هزار زن در دادگاهها شهادت دادند که مورد تجاوز سازماندهیشده قرار گرفتهاند. این تجاوزها «نه برای ارضای شهوت، بلکه برای بیزار کردن زنان از دین و به دنیا آوردن فرزند بود.
وی با اشاره به سخنی از سید حسن نصرالله، هدف این جنایات را «کم رنگ کردن صدای اعتراض به جنایت و پررنگ کردن اسلامهراسی» دانست و افزود: کسانی از داعش حمایت میکردند، همان کسانی بودند که بوسنی را به صحنه وحشیترین جنایات تبدیل کردند.
موگویی در بخش دیگر گفت: جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۱ اراده کرد و توانست یک کشور مسلمان را در اروپا تثبیت کند سپاه پاسداران مهمترین کار را انجام داد است.
وی عنوان کرد: کسانی که تاریخ جنگهای برونمرزی سپاه را بخوانند، درمییابند که سپاه جنگیدن و حفظ استقلال و تمامیت ارضی را بلد است. سپاه از سال ۵۸ در سوریه، لبنان، افغانستان و... جنگیده و این قدرت نظامی جمهوری اسلامی حاصل همان تجربههاست.
آخرتی در پایان گفت: به دلیل جابهجایی مکرر گورهای دستهجمعی برای پوشش جنایت، هنگام تفحص، پیکر یک شهید گاهی از پنج نقطه مختلف پیدا میشود.
وی افزود: مراسم بینالمللی پوتوچاری، با وجود حضور افراد و پرچمهای کشورهای مختلف در راهپیمایی سهروزه، هنگام ورود به مراسم اصلی فقط پرچم یک کشور وارد میشود و آن پرچم ایران است. این موضوع در حافظه جمعی مردم آنجا مانده است.
آخرتی خاطرنشان کرد: مردم بوسنی به ایرانیها سفارش میکنند پرچم ایران را بیاورند. در مسیر، پرچم ایران تمام میشود و مردم برای ۱۰۰ متر پرچم گرفتن و عکس گرفتن با آن را مثل یک نشان افتخار میدانند. این عزت و احترام، ردپای ویژه ایران است. اگر نتوانیم از حافظه جمعی افرادی که آن سالها را به خاطر دارند استفاده کنیم، ایران هم در آنجا تبدیل به کشوری مثل بقیه کشورها خواهد شد.
انتهای پیام/