به بهانه روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی/ درودگریان: فردوسی نمونه و فرد کامل ایرانی است

به بهانه روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی/ درودگریان: فردوسی نمونه و فرد کامل ایرانی است

«فردوسی شخصا نمونه و فرد کامل ایرانی و جامع کلیه خصایل ایرانیت است.» این بخشی از سخنان دکتر فرهاد درودگریان درباره حکیم ابوالقاسم فردوسی است؛ او که قرن‌هاست با اثر سترگ خود شاهنامه زبان پارسی را زنده نگه داشته است.
چهارشنبه، 24 اردیبهشت 1404

به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، ۲۵ اردیبهشت ماه و نامگذاری این روز به نام بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان پارسی بهانه‌ای است برای پرداختن به شاعری که اثر او با گذر از قرن‌ها همچنان زنده و پویا است و می‌تواند در میان نسل‌های مختلف جای باز کند.

برای نگاه علمی و دقیق به زیست و شعر فردوسی با دکتر فرهاد درودگریان دانشیار زبان و ادبیات فارسی به گفت‌و‌گو نشستیم تا از دیدگاهی دانشگاهی و تحقیقی به جایگاه این شاعر بپردازیم.

 

فردوسی؛ نمونه و فرد کامل ایرانی

«به نام خداوند جان و خرد   کز این برتر اندیشه بر نگذرد

خداوندِ نام و خداوندِ جای   خداوندِ روزی‌دِهِ رهنمای

خداوند کیوان و گَردان‌سپهر   فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برتر است   نگارندهٔ برشده پیکر است»

دکتر درودگریان سخنان خود را با ابیات آغازین شاهنامه شروع کرد و در ادامه درباره فردوسی و شخصیت این شاعر گفت: فردوسی شخصا نمونه و فرد کامل ایرانی و جامع کلیه خصایل ایرانیت است که جز سعدی در میان رجال ایرانی کسی مانند او که قابل قیاس با او باشد نمی‌شناسم.

 

ویژگی‌های شاهنامه

از نگاه این استاد زبان و ادب فارسی باید شاهنامه را در طراز بزرگ‌ترین شاهکارهای ادبی جهانی قرار داد. او با این نگاه درباره ویژگی‌های شاهنامه گفت: شاهنامه بی‌تردید بزرگترین اثر ادب فارسی و یکی از شاهکارهای ادب جهان در کنار ایلیاد هومر، یکی از بزرگترین آثار حماسی دنیا است. شاهنامه، سرگذشت نسل‌ها از خاندان‌های ایرانی را از ذات تا مرگ روایت می‌کند و در واقع رمان تاریخ ایران کهن به شمار می‌آید که آداب و رسوم و آیین گوناگون، سور و سوگ این ملت را از آغاز اساطیر تا ده‌ها فراز و فرودش نگاشته است. 

او همچنین گفت: شاهنامه درخشان‌ترین نمایش تداوم تاریخی و آشکارترین نشانه هویت ملی و فرهنگی ایرانیان است. اگر آثاری چون مثنوی، دیوان شمس و غزلیات حافظ، پاسخ‌گوی پرسش‌ها و داروی دردهای فرامادی ایرانیان هستند، شاهنامه کتاب معنویت زمینی، آموزگار چگونه زیستن، بهترین زیستن و شناخت ننگ و نام، مجموعه‌ای از بینش و اندیشه‌های آن‌ها به این جهان و راهنمای رستگاری‌شان است. در شاهنامه، بینش دینی واحدی وجود ندارد؛ بلکه مطابق با واقعیات تاریخی، چندین بینش دینی قرار گرفته‌اند. بینش‌های دینی زرتشتی، بودایی، یهودی، مسیحی، اسلامی، یکتاپرستی، دهرگرایی و ... همراه با تسامح و تعصب دینی، حتی تشیع و مذاهب دیگر اسلامی در این اثر به چشم می‌خورند. فردوسی در دیباچه کتابش پس از ستایش پیامبر اکرم (ص)، مذهب تشیع را تنها مذهب برحق و مذاهب دیگر اسلامی را باطل می‌شمارد. وی می‌گوید:

تو را دانش دین رهاند درست       در رستگاری ببایدت جست

چو خواهی که یابی ز هر بد رها   سر اندر نیاری به دام بلا

بوی در دو گیتی ز بد رستگار      نکو کار گردی بر کردگار

به گفتار پیغمبرت راه جوی          دل از تیرگی‌ها بدین آب شوی

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی   خداوند امر و خداوند نهی

که من شهر علمم علیم در است     درست این سخن قول پیغمبر است

یکی پهن کشتی به سان عروس     بیاراسته همچو چشم خروس

محمّد بدو اندرون با علی             همان اهل بیت نبی و ولی 

اگر چشم داری به دیگر سرای      به نزد نبی و وصی گیر جای

 

رویکرد تبلیغ اخلاق

از نگاه این استاد دانشگاه تفکر ترویج اخلاق در شاهنامه مورد توجه بوده است. او در تشریح این دیدگاه گفت: اگر بیت‌هایی را که در شاهنامه در تبلیغ و تذهیب اخلاق، شرح حکمت عملی و تدبیر منزل آمده است، بیرون بکشیم، شاهنامه بی‌شک به حجم بوستان تبدیل خواهد شد. برخی از شعائر اخلاقی این کتاب بزرگ که برای همه مردم، چه مرد و چه زن، از هر طبقه و قوم، در هر زمان و مکانی ضروری و لازم است، عبارتند از: خداشناسی و خداترسی، پارسایی، راستی و درستی، دادگری، دوری از آز و خشم، دورویی، دروغ و رشک و سخن‌چینی، کاهلی و سستی، رویکرد به بردباری، آهستگی، خرسندی و امیدواری، بخشندگی، رادینی، نگاه داشتن پیمان، شناخت رفتار درست با دوست و دشمن، خوش‌رفتاری با زن و فرزند، کشور و دشمن و اسیران جنگی و غیره.

 

مقایسه‌ای میان پنج گنج نظامی و شاهنامه

درودگریان از منظری متفاوت شاهنامه را چنین نگریست: ویژگی‌های داستان‌های حماسی و ژانر اشعار حماسی دارای ویژگی‌های خاصی هستند. البته در شاهنامه فردوسی، داستان‌های بزمی، وصف و توصیف مناظر، تاریخی و حتی حکمت‌آموز، عرفانی و پندآموز نیز مشاهده می‌شود. یکی از شاهنامه‌پژوهان ذکر کرده که در واقع پنج داستان شورانگیز شاهنامه که به نوعی به تعبیر ایشان می‌تواند با پنج گنج نظامی قابل مقایسه باشد، به این صورت و با این عناوین است: «داستان زال و رودابه»، «سیاوش و سودابه»، «رستم و سهراب»، «بیژن و منیژه»، و «رستم و اسفندیار».

رستم و سهراب و جایگاه ارزشمند در میان داستان‌های تراژیک

درودگریان ضمن اشاره به این نکته که داستان رستم و سهراب یکی از بزرگ‌ترین آثار تراژیک جهان است، عنوان کرد: البته فراموش نکنیم که برخی از داستان‌های شاهنامه از حیث قالب و ژانر شعری بسیار مشهورند، از جمله داستان رستم و سهراب که شاید یکی از بزرگ‌ترین آثار تراژیک جهان باشد. در مقدمه این داستان گفته شده است که این داستان بسیار عمیق است و می‌تواند یکی از شاهکارهای آثار تراژیک جهان باشد. در مقدمه‌اش، از آرایه «براعت استهلال» استفاده شده است، به این معنا که از آغاز داستان می‌توان دریافت که داستان به چه شیوه‌ای پیش خواهد رفت و در واقع، این یک نوع پرسش از خداوند است که چرا این اتفاق‌ها باید بیفتد. شاهنامه در بسیاری از جاها به تقدیر معتقد است. او در شروع داستان می‌گوید:

اگر تند بادی برآید ز کنج            بخاک افگند نارسیده ترنج

ستمکاره خوانیمش ار دادگر         هنرمند گویمش ار بی‌هنر

اگر مرگ دادست بیداد چیست       ز داد این همه بانگ و فریاد چیست

ازین راز جان تو آگاه نیست         بدین پرده ترا راه نیست

همه تا در آز رفته فراز              به کس بر نشد این در راز باز

بدین کار یزدان ترا راز نیست      اگر دیوبا جانت انباز نیست

به گیتی دران کوش چون بگذری   سرانجام نیکی بر خود بری

برفتن مگر بهتر آید جای            چو آرام  گیری به دیگر سرای

در آغاز داستان رستم و سهراب، کشتن سهراب به دست رستم، جایگاه ویژه‌ای در آثار تراژیک جهان دارد و بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. وقتی رستم، سهراب را می‌کشد، متوجه نشانی در بازوی او می‌شود که به تهمینه داده بود.

پشیمانیش را به این شکل می‌گوید:

یکی دشنه بگرفت رستم به دست            که از تن ببرد سر خویش پست

بزرگان بدو اندر آویختند                     ز مژگان همی خون فرو ریختند

بدو گفت گودرز کاکنون چه سود           که از روی گیتی برآری تو دود

تو بر خویشتن گر کنی صدگزند             چه آسانی آید بدان ارجمند

اگر ماند او را به گیتی زمان                بماند تو بی‌رنج با او بمان

وگر زین جهان این جوان رفتنیست         به گیتی نگه کن که جاوید کیست

شکاریم یکسر همه پیش مرگ               سری زیر تاج و سری زیر ترگ

دراز است راهش اگر کوته است            پراکندگانی اگر هم ره است

زمرگ ای سپهبد بی اندوه کیست           همی خویشتن را بباید گریست

او اضافه کرد: این داستان یکی از همان قصه‌های پنج‌گنج است که استاد بزرگواری درباره‌ی پنج‌گنج شاهنامه نوشته‌اند. تاثیر داستان رستم و سهراب به دلیل ویژگی‌های شعری‌اش است، زیرا این شعر است که زبان آن را بسیار تلطیف، بُراق و تأثیرگذار می‌کند، چرا که بر عواطف و صنایع بدیع و معنوی شعری بنا شده است.

 

نقش و اهمیت خرد در شاهنامه

این استاد دانشگاه درباره جایگاه فردوسی به عنوان شاعری خردورز بیان کرد: فردوسی را خردمند می‌نامند زیرا پس از دیباچه که داستان شاهنامه شروع می‌شود که در واقع ستایش حضرت حق است و گفتار در ستایش خرد آغاز می‌شود. این اهمیت خرد را در افکار و شیوه‌ی شاعری فردوسی نشان می‌دهد. این ستایش خرد را به شیوه‌های مختلف، برتری خرد و عقل و دانش بر دیگر ویژگی‌های انسانی در بسیاری از اشعارش به کار برده است. می‌گوید: 

کنون ای خردمد ارج خرد                    بِدین جایگه گفتن اَندر خورد

خِرَد بِهتر از هر چه ایزد بِداد                ستایش خِرَد را بِه از راه داد

خِرد رهنمای و خِرد دلگشای                خِرَد دست گیرد به هر دو سرای

از او شادمانی وزویت غمی است           وزویت فزونی وزویت کمی است

خِرد تیره و مرد روشن روان               نباشد همی شادمان یک زمان 

چه گُفت آن سخنگوی مرد از خرد          که دانا ز گفتار او بر خورد

کسی کو خرد را ندارد زِ پیش               دلش گردد از کردهٔ خویش ریش

هُشیوار دیوانه خواند وُرا                    همان خویش بیگانه داند وُرا

از اویی به هر دو سرای  ارجمند           گسسته خرد پای دارد به بند 

خرد چشم جان است چون بِنگری           که بی چشم شادان جهان نسپری

 نخست ‌آفرینش خردد را شناس             نگهبان جان است و آنِ سه پاس

سه پاس تو چشم است و گوش و زبان       کز این سه بود نیک و بد بی‌گمان 

خرد را جان را که داند ستود                و گَر من ستایم که یارَد شنود

حَکیما چو کَس نیست گُفتن چه سود         از این پَس بگو کآفرینش چه بود

تویی کردهٔ کِردگارِ جهان                    ندانی هَمی آشکار و نهان

ز دانش دانندگان راه جُوی                   به گیتی بپوی و به هر کس بگوی

زِ هَر دانشی چون سخن بشنوی             از آموختن یِک زَمان نَغنَوی

چو دیدار یابی به شاخِ سَخُن                 بدانی که دانش نیاید به بُن

 

برتری خرد بر فَرّ

درودگریان بعد دیگر اهمیت خرد را در شاهنامه چنین بررسی کرد: آنچه در اشعار آمده به این معنا است که هیچ‌گاه دانش به پایان نمی‌رسد و انسان هرگز به انتهای دانایی نخواهد رسید، زیرا این فقط در اختیار خداوند متعال است. یکی از مباحث شاهنامه، موضوع پادشاهی است که در آن فردوسی پادشاهان بزرگ و خردمند را با عنوان «فرزانه شاه» معرفی می‌کند. او می‌گوید اگر چهار چیز سپهر برای یک فرد وجود داشته باشد، او را کامل می‌داند و به انسان کامل یاد می‌کند و به انسانیت و کمال می‌رساند، ولی فقط «فَر» نیست. فَر طبق آموزه‌های زرتشتیان، نوری ایزدی است که شامل پادشاه می‌شود و فرد تا آن را نداشته باشد، پادشاه نخواهد شد. اما فردوسی می‌گوید خرد از نام، فر و نژاد مهمتر است. بنابراین، نقش خرد در آثار فردوسی پررنگ، بارز و برجسته است.

 

عجین شدن نام شاهنامه با رستم

این استاد دانشگاه در مورد انتخاب یکی از شخصیت‌های مورد علاقه‌اش در شاهنامه گفت: شاهنامه با نام رستم عجین شده است و اگر رستمی در آن نبود، بخش پهلوانی آن معنایی نداشت. بخش پهلوانی شاهنامه زیباترین بخش آن است که شامل بسیاری از اندرزها، وقایع، تشبیهات، توصیفات، زیبایی‌ها، رنج‌ها و دردها، و حکمت جنگ و پیروزی‌هاست. رستم شخصیت مورد علاقه من است؛ چرا که رستم از سوی پدر و مادر با موجودات شگفت‌انگیز و اساطیری همخونی و پیوند دارد. پدرش زال، پرورده‌ی سیمرغ است و مادرش از تبار ضحاک اژدهاپیکر. چهره‌ای که از رستم در شاهنامه ترسیم شده، نمایانگر تمامی آرمان‌های قومی و ملی از جمله خداپرستی، آزادی، آزادگی، دادگری، راستی، رادینی، میهن‌دوستی و آبادانی، خردمندی، دلسوزی، فرزانگی و توانایی است. این شخصیت برآیند تمام نیروها، توش و توان ایرانیان و تعادل‌بخش نظم زندگی آنان به شمار می‌آید.

درودگریان ضمن اشاره به این نکته که شاهنامه سند و قباله‌ای از معنویت، تاریخ، هویت و زبان ایرانی است که در هر جا دستگیر ماست، گفت: فردی ایرانی که شاهنامه را نخواند و به این هویت تاریخی، ملی و زبانی وقوف پیدا نکند، در واقع بسیاری از ویژگی‌های ایرانی بودن خود را از دست خواهد داد. برخی می‌پرسند آیا باید آن زبان را بدانم و با پند و اندرزهای مربوط به هزاران سال پیش، اکنون پیش بروم؟ در واقع، این‌طور نیست؛ بسیاری از آن‌ها قابل استفاده‌اند، زیرا ویژگی‌های اخلاقی، زمان ندارد. بسیاری از آن‌ها در شاهنامه و آثار بزرگان دیگری که در ادبیات و فرهنگ ایرانی وجود دارند، راه را باز می‌گذارند تا شما با خلاقیت خود، راه‌های جدیدی را بر مبنای آن اندیشه‌ها بسازید. این افتخار هر ایرانی و فرهنگ ایرانی-اسلامی است که بزرگانی را دارد. در خیلی از فرهنگ‌ها، چه فرهنگ‌های غربی، چه عربی و چه شرقی، این تاریخ و هویت زبانی مشاهده نمی‌شود و همه از آن محروم هستند، در حالی که ما این افتخار و موهبت را داریم.

به بهانه روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی/ درودگریان: فردوسی نمونه و فرد کامل ایرانی است
ثبت امتیاز
نظر جدید

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: