«بچه‌های خاص خانم پرگرین»؛ وقتی همه‌چیز به سمت بهتر شدن می‌رود

«بچه‌های خاص خانم پرگرین»؛ وقتی همه‌چیز به سمت بهتر شدن می‌رود

به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، نشست نقد و بررسی کتاب «بچه‌های خاص خانم پرگرین» همراه با جلسه ضبط برنامه رادیویی «کتابخانه نیمه‌شب با حضور «سعید اسلام‌زاده» به عنوان کارشناس و منتقد و با اجرای «محمد حسین امیدی» برگزار شد.
شنبه، 19 اسفند 1402

به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، نشست نقد و بررسی کتاب «بچه‌های خاص خانم پرگرین» همراه با جلسه ضبط برنامه رادیویی «کتابخانه نیمه‌شب با حضور «سعید اسلام‌زاده» به عنوان کارشناس و منتقد و با اجرای «محمد حسین امیدی» برگزار شد.
سعید اسلام زاده کارشناس برنامه با اشاره به «رنسام ریگز» نویسنده کتاب گفت: نویسنده این اثر را در ۳۳ سالگی خلق کرده است. معمولاً آثاری که ماندگار می‌شوند، در همین سنین نوشته شده‌اند، یعنی از ۳۰ سالگی به بالا. آن‌ها شروع به نوشتن می‌کنند و اثری ماندگار و پرفروش خلق می‌کنند. این سن، زمانی است که بسیاری فکر می‌کنند دیر شده است، مثلاً برای شروع کار جدید.
این منتقد ادامه داد: زمانی که کودک بودند، علاقه‌مند به جمع‌آوری عکس‌ها بوده‌اند، به‌ویژه عکس‌هایی که از فروشگاه‌های عتیقه‌فروشی و جمع‌آوری‌کنندگان اشیاء قدیمی به دست می‌آمده‌اند. ایشان عکس‌های سیاه و سفید را جمع‌آوری کرده و برای خود نگه می‌داشته‌اند. در زمانی که به وبلاگ‌نویسی می‌پرداختند، گاهی اوقات مطالبی را برای پاورقی مجلات می‌نوشتند و با مسئولان مجلات صحبت می‌کردند. ایشان به آن‌ها می‌گفتند که قصد دارند کتابی با عکس‌ها و داستان‌های همراه برای آن‌ها تولید کنند و اصلاً فکر نمی‌کردند که بخواهند متنی بنویسند. 
وی با اشاره به داستان این رمان گفت: یکی از شخصیت‌های جذاب این داستان، شخصیت پدربزرگ است که در ابتدا با داستان‌هایی خیالی به ما معرفی می‌شود. نویسنده او را به عنوان یک پیرمرد خیال‌پرداز معرفی می‌کند و ما فکر می‌کنیم که این داستان‌ها را با ذهن خلاق و تنهای خود می‌سازد، چرا که پدربزرگ تنها زندگی می‌کند. اما وقتی داستان پیش می‌رود و به بزنگاه مرگ پدربزرگ می‌رسیم، تازه متوجه می‌شویم که داستان‌های پدربزرگ چقدر جدی و واقعی بوده‌اند.
اسلام زاده ادامه داد: پدربزرگ می‌خواهد با نیروهای اهریمنی مبارزه کند. در فاز اول داستان، این نیروهای اهریمنی در واقع نیروهای تاریک و هولناک جنگ جهانی دوم هستند، نازی‌ها و آلمانی‌هایی که به مردم ظلم می‌کردند، آدم‌ها را می‌کشتند و فضایی از ترس، وحشت و وهم ایجاد کرده بودند. پدربزرگ انگیزه‌ای بزرگتر دارد، یک دستاوردی که می‌خواهد برای خود داشته باشد، و آن نجات انسان‌ها از این نیروی هول و هراس است. به همین دلیل است که علی‌رغم دو سوگ بزرگی که به او وارد شده، تاب می‌آورد و انتخاب می‌کند که بیرون از حلقه زندگی کند و با این نیروهای اهریمنی که بعد از جنگ به شکل دیگری به زیست خود ادامه می‌دهند، مبارزه کند.
اسلام زاده با اشاره به دلالت‌های نمادین این مسئله در کتاب ادامه داد: در واقع موتیف خیر و شر است. ممکن است فکر کنیم که این موتیف خیلی قدیمی است و اکنون همه چیز به سمت خاکستری شدن رفته است، اما واقعیت این است که خیر و شر در یک مربع معنایی قرار دارند که در آن، خیر به فازی به نام «نه خیر» تبدیل می‌شود و شر به فازی به نام «نه شر» تبدیل می‌شود. الزامی نیست که وقتی خیر نیست، وقتی شر نیست، نیروی متقابل حتماً جایگزین شود.
وی ادامه داد: هر نیرویی می‌تواند در هر طیفی قرار گیرد؛ نه لزوماً خیر است و نه شر. در ابتدای داستان، راوی به نظر نوجوانی دلسوز و همراه نمی‌آید. شخصیت نوجوان داستان به خوبی پرداخته شده است؛ شخصیتی که انگار برایش مهم نیست که در موضوعات وارد شود و آنچنان همدلی ندارد. بنابراین، الزاماً قرار نیست شرور باشد، اما خیرخواه هم نیست. یکی از عناصری که داستان را به خوبی پیش می‌برد، جابجایی این دو نیرو است. وقتی به نیمه‌های داستان می‌رسیم، نیروی اهریمنی را می‌بینیم که دنبال خانم پرگرین است، که دارای نیروی بالا و متعالی است و می‌خواهد جهان را در مدار خوبی‌ها و نیکی‌ها حفظ کند. نیروی شر توضیح می‌دهد که می‌خواهد در نهایت خیر شود، اما نیاز دارد تا این انرژی را کسب کند.
این منتقد با اشاره به پیام داستان گفت: پیام داستان این است که در نهایت تمام عناصر می‌خواهند در یک سنتز و هم‌آوایی به سمت بهتر شدن و خیر پیش بروند. اما اینکه چقدر در این مسیر تمهیداتی که انتخاب می‌کنیم، سالم و درست هستند، موضوعی است که باید با قهرمان داستان همراه شویم و ببینیم کجاها برای رسیدن به هدفش، چیزهایی را زیر پا می‌گذارد، از مرز اخلاق یا وجدان می‌گذرد. این نکات ظریفی هستند که می‌توانیم با همراهی با این بچه‌های عجیب و غریب درک کنیم. 
اسلام زاده در پایان افزود: داستان در هر لحظه ما را در معرض انتخاب قرار می‌دهد؛ می‌توانیم انتخاب کنیم که در دنیایی زندگی کنیم که هیچ بویی از هیجان، سلحشوری و دلاوری ندارد و درگیر روزمرگی می‌شویم، یا اینکه سلحشور و قهرمان زندگی خودمان باشیم. اگر کسی بتواند به این شکل زندگی کند، قطعاً برای دیگران نیز دستاورد خواهد داشت.
 

«بچه‌های خاص خانم پرگرین»؛ وقتی همه‌چیز به سمت بهتر شدن می‌رود
ثبت امتیاز
نظر جدید

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: