به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، همزمان با چهارمین روز رویداد اردیبهشت کتاب ( شنبه ۲۶ اردیبهشت) در باغ کتاب تهران برگزار شد. از کتاب تله در تهران با حضور فاطمه ولی نژاد نویسنده و محبوبه معراج پور کارشناس رونمایی شد.
فاطمه ولینژاد، پیرامون روند نگارش این اثر اظهار داشت: ایده اصلی داستان بر اساس حوادث بین فروردین تا آبان سال ۱۳۹۳ شکل گرفته است.
وی افزود: در خلق شخصیتها و داستانپردازی همواره تلاش میکنم المانها و شخصیتها را متناسب با ایده اصلی بسازم و شخصیتهای داستان برایم به اندازه اعضای خانوادهام نزدیک و زندهاند.
ولینژاد به شخصیت دکتر مرصاد امیری به عنوان یکی از جذابترین و نمادینترین شخصیتهای داستان اشاره کرد و گفت: این شخصیت نماینده افرادی است که به ظاهر حزباللهی نیستند اما در عمل از جان و دل برای کشورشان مایه میگذارند؛ در این کتاب مهیا نماد یک دختر انقلابی است که در شناخت افراد اشتباه میکند و محمد نماد یک نیروی پاکباخته انقلابی است. موضوع اصلی داستان نیز به ترور دانشمندان و نخبگان صنایع نظامی ایران اختصاص دارد.
نویسنده این کتاب خاطرنشان کرد: دو هفته پس از پایان نگارش داستان، اتفاقات مشابهی در واقعیت رخ داد که همزمان با پایان حملات مرتبط با موضوع داستان بود.
وی تاکید کرد: هدف اصلیاش این است که مخاطب پس از خواندن داستان احساس کند گویی یک فیلم دیده است، به همین دلیل از تمام ظرفیتهای کلمات برای ایجاد فضاسازی استفاده میکنم.
ولینژاد به اهمیت احترام به دیالوگها اشاره کرد و گفت: باید دیالوگها به همان شکلی که مخاطب انتظار دارد و با لحن محاورهای طبیعی بیان شوند تا حس واقعی گفتگو منتقل شود.
این نویسنده در بیان دغدغههای خود در حوزه کتاب و فرهنگ گفت: ما در رمانهای عاشقانه و جذاب در ژانر دفاع مقدس، مقاومت و مذهبی دچار کمبود هستیم و نویسندگان باید در این حوزه ورود کنند.
ولینژاد تاکید کرد که این ژانر اغلب به روایتنویسی و خاطرهنگاری محدود شده و رمانهای داستانی کمتر در این زمینه دیده میشود و حتی اگر چنین آثاری منتشر شوند، تبلیغات کافی برای آنها صورت نمیگیرد.
این نویسنده افزود: امیدوارم به جایی برسیم که خوانندگان مذهبی نیز حق داشته باشند داستانهای جذاب و فاخر بخوانند و تنها محدود به خاطرات شهدا و آزادگان نباشند.
در ادامه محبوبه معراج پور نویسنده و کارشناس درباره کتاب تله در تهران گفت: متن بسیار ساده و قابل فهم است و توصیفات آن بسیار زیبا و تأثیرگذار ارائه شدهاند.
وی به چند نمونه از توصیفات اشاره کرد؛ از جمله حالتی که شخصیت داستان دستش روی دستگیره مانده و نگاهش بین چشمان را پرپر میزند، یا تصویری از نعره گلولهها که پرده گوش را میشکافد و فریادی که در فرق سر کوبیده میشود، گفت: این توصیفات و جذابیتی که در داستان وجود دارد باعث میشود خواننده تا پایان همراه شود.
معراجپور همچنین به بحثی درباره استفاده از زبان معیار و زبان محاورهای در گفتگوهای داستانی اشاره کرد و گفت: معمولاً توصیه میشود گفتگوها شکسته نوشته نشوند تا لطمهای به اثر وارد نشود. اما او در این متن مورد بررسی خود، چنین لطمهای مشاهده نکرده است و معتقد است که حتی اگر زبان شکسته باشد، مهم این است که اثر بهدرستی منتقل شود و به کیفیت کار لطمه نزند.
انتهای پیام/