به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی بیستوپنجم اسفندماه سال 1285 هجری شمسی در تبریز به دنیا آمد و در دوران کودکی با خانواده خود به تهران آمد. پدر پروین، یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصامالملک)، از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دوره قاجار و آشنا به علم و ادب و فرهنگ ایران و فرانسه بود. پروین زیر نظر پدر خود زبان فارسی و عربی را فراگرفت. اعتصامالملک دخترش را از همان دوران خردسالی و نوجوانی در جلسههای شعر و ادب فارسی شرکت میداد. اوبه عنوان اولین شاعر زن در ادبیات فارسی شناخته میشود که توانست در دنیای مردانه شعر و ادب، نامی برای خود دست و پا کند و به عنوان یک نماد برای زنان و شاعران ایرانی باقی بماند.
سبک و آثار
پروین اعتصامی در میان شاعران فارسیزبان جایگاه ویژهای دارد و ویژگیهای منحصربهفردی در شعر او دیده میشود که او را از دیگر شاعران متمایز میکند. در حالی که شاعران هم دوره او عمدتاً در حوزههای غزل و مدح میسرودند، پروین اعتصامی با سبکی خاص و بیانی نو، اشعاری سرود که سرشار از مفاهیم اجتماعی، انسانی، اخلاقی و فلسفی بود.
اشعارش بازتابی از مسائل اجتماعی عصرش بود و انتقادهایی به فقر، ظلم، ستم، فاصله طبقاتی و ریاکاری دارد. این انتقادها به شکلی ساده و صمیمی بیان شدهاند و در صد سال اخیر در شکلگیری ذهنیت اخلاقی نسلهای مختلف ایرانیان تأثیرگذار بودهاند، به طوری که بسیاری از مردم در دوران کودکی و نوجوانی با اشعار پروین نخستین درک اجتماعی خود را پیدا کردهاند. دیوان پروین اعتصامی شامل ۲۴۸ قطعه شعر است که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. در میان شعرهای پروین تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیا، حیوانات و گیاهان وجود دارد.
پروین اعتصامی با زبان ساده و فصیح، بیان تمثیلی، نگاه زنانه و پرداختن به مسائل اجتماعی، به یکی از برجستهترین شاعران فارسی تبدیل شده است و در دنیایی که صدای زنان کمتر شنیده میشد او توانست با زبانی ساده و روان، حرفهایی بزند که قرنها مسکوت مانده بود. این خصوصیتها، اشعار او را ماندگار ساخته و باعث شده تا همچنان در ادبیات فارسی جایگاهی ویژه داشته باشد.
پروین را بیشتر شاعری اجتماعی و اخلاقی میشناسیم تا شاعری که شعرش حسب حالش باشد و بتوان زوایای زندگی شخصی و خصوصی اش را از لابلای آن بازیافت.
پروین اعتصامی در شعری که برای درج بر سنگ مزارش سروده، خود را «اختر چرخ ادب» خوانده است:« اینکه خاک سیهش بالین است / اختر چرخ ادب پروین است» و قطعهای تمثیلی که به نظر میرسد حسب حال خود او باشد:
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی؟!
ای لعل دل افروز، تو با این همه پرتو
رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت
جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟!
جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟!
غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی؟!