وقتی قصه پایین شهری‌ها در دل یک کتاب جا می‌شود
در رویداد اردی بهشت کتاب مطرح شد،

وقتی قصه پایین شهری‌ها در دل یک کتاب جا می‌شود

وقتی روایت زندگی در محله‌های پایین‌شهر از دل کلیشه‌ها عبور می‌کند و در قالب یک رمان نوجوان جان می‌گیرد، قصه‌ای شکل می‌گیرد که نه فقط از محرومیت می‌گوید، بلکه از رؤیا، آینده و امکان تغییر سخن می‌زند؛ موضوعی که در نشستی با حضور محمدحسن جمشیدی، داوران امیریان و هادی عبدالوهاب بررسی شد.
چهارشنبه، 30 اردیبهشت 1405

به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران؛ نشست بررسی یک رمان نوجوان با محوریت زندگی در محله‌های جنوب شهر تهران با حضور محمدحسن جمشیدی نویسنده اثر و سخنرانی داوود امیریان و هادی عبدالوهاب به عنوان کارشناسان حوزه کتاب برگزار شد.

 

در این نشست، محمدحسن جمشیدی درباره روند شکل‌گیری این رمان گفت: ایده اولیه اثر از نگارش متنی چهارصفحه‌ای درباره جنوب شهر آغاز شد؛ متنی که قرار بود برای یک مجله تصویری تهیه شود، اما با لغو آن پروژه، همان متن اولیه به نقطه شروع شکل‌گیری رمان تبدیل شد.

 

وی افزود: داستان در ابتدا با چهار شخصیت اصلی آغاز شد و سپس با اضافه شدن شخصیت‌های دیگر و گسترش روابط میان آن‌ها، به شکل یک رمان درآمد. جمشیدی تأکید کرد که این اثر تنها به روایت زخم‌ها و محرومیت‌های حاشیه شهر نمی‌پردازد، بلکه تلاش دارد افقی فراتر از این وضعیت را نیز ترسیم کند.

 

وی همچنین با اشاره به لحن اثر خود گفت: این کتاب صرفاً یک اثر طنز نیست. گرچه سعی کردم از شوخی و طنز ذهنی در آن استفاده کنم، اما همچنان غم و تلخی نیز در لایه‌های مختلف داستان حضور دارد.

 

در ادامه این نشست، داود امیریان در سخنانی با اشاره به نوع روایت نوجوان در این اثر گفت: نویسنده، نوجوان را نه در جهانی فانتزی، بلکه در بطن واقعیت اجتماعی به تصویر کشیده است. به گفته او، آنچه نوجوان را از بزرگسالان متمایز می‌کند، نسبت او با آینده است؛ نوجوان همچنان اهل خیال‌پردازی، برنامه‌ریزی و ساختن چشم‌انداز برای آینده است، در حالی که بزرگسال بیشتر درگیر زیستن در شرایط موجود است.

 

امیریان همچنین ورود شخصیت معلم به داستان را از نقاط مهم رمان دانست و اظهار کرد: معلم با طرح پرسشی درباره آینده، شخصیت‌ها را از وضعیت ایستا و پذیرفته‌شده زندگی روزمره خارج می‌کند و به نوعی جرقه حرکت و تغییر را در داستان می‌زند.

 

هادی عبدالوهاب نیز در بخش دیگری از این نشست با تأکید بر اهمیت پرداختن به «محله» در ادبیات داستانی گفت: در سال‌های اخیر، داستان‌های اقلیمی و محله‌محور در ادبیات ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند، در حالی که محله و زیست‌بوم نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت‌ها دارند و حذف آن‌ها باعث می‌شود داستان از بستر اجتماعی خود فاصله بگیرد.

 

وی افزود: محله‌های تهران هر یک دارای فرهنگ، سبک زندگی و ویژگی‌های خاص خود هستند و پرداختن به آن‌ها می‌تواند به خلق روایت‌هایی زنده، ملموس و متفاوت منجر شود.

 

در این نشست همچنین به فاصله گرفتن نویسنده از کلیشه‌های رایج درباره جنوب شهر اشاره شد؛ کلیشه‌هایی که معمولاً این فضا را با خشونت، بزهکاری و روابط اغراق‌آمیز تعریف می‌کنند. سخنرانان تأکید کردند که این رمان کوشیده تصویری انسانی‌تر و واقعی‌تر از ساکنان این محله‌ها ارائه دهد.

 

از دیگر نکات مطرح‌شده، نوع پرداخت نویسنده به شخصیت معلم پرورشی بود؛ شخصیتی که در آغاز با چهره‌ای سختگیر و نامحبوب وارد داستان می‌شود، اما به‌تدریج ابعاد انسانی و اثرگذار او آشکار می‌شود و نقش او در شکل دادن به دغدغه‌های نوجوانان پررنگ‌تر می‌شود.

 

این نشست در مجموع بر اهمیت روایت زندگی نوجوانان در بستر واقعی جامعه، توجه به هویت محله‌ای در داستان، و پرهیز از بازتولید کلیشه‌ها در ادبیات داستانی تأکید داشت.

وقتی قصه پایین شهری‌ها در دل یک کتاب جا می‌شود
ثبت امتیاز
نظر جدید

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: