به گزارش واحد توسعه ارتباطات و برند باغ کتاب، نشست نقد و بررسی رمان «ماه و بلوط» نوشته محسن مؤمنیشریف، چهارشنبه چهارم شهریورماه و در حاشیه نمایشگاه کتاب تاریخ معاصر در باغ کتاب تهران برگزار شد.
در این نشست، ابراهیم اکبری دیزگاه به بررسی ابعاد مختلف این رمان پرداخت و آن را اثری در حوزه رئالیسم تاریخی و رمانی سیاسی دانست که در لایههای مختلف خود، مسئله ایران، نسبت انسان با وطن و چگونگی شکلگیری وحدت در دل کثرتهای فرهنگی و قومی را دنبال میکند.
«ماه و بلوط»؛ از کردستان تا مسئله ایران
دیزگاه با بیان اینکه «ماه و بلوط» را نباید صرفاً رمانی درباره کردستان دانست، گفت مسئله اصلی اثر در سطحی گستردهتر به «مسئله ایران» مربوط میشود.
به گفته او، ایران در طول تاریخ کشوری یکدست نبوده، بلکه از مجموعهای از اقوام، فرهنگها و خردهفرهنگهای مختلف شکل گرفته است؛ کرد، ترک، بلوچ، فارس، عرب، تالش، گیلک و دیگر گروهها هر یک بخشی از این کثرت را تشکیل دادهاند و مفهوم ایرانیت در نسبت میان همین کثرت و وحدت شکل گرفته است.
این منتقد برای توضیح تفاوت الگوی وحدت در ایران با برخی کشورهای مهاجرپذیر، ایران را به «آش» و ایالات متحده آمریکا را به «سالاد» تشبیه کرد و توضیح داد که در آش، مواد مختلف در هم تنیده میشوند و محصول نهایی حاصل همین درهمآمیختگی است، در حالی که اجزای سالاد قابلیت تفکیک بیشتری دارند.
دیزگاه همچنین تأکید کرد که نویسنده ملی، نویسندهای است که مسئله ملی داشته باشد و بتواند این مسئله را به موضوع ادبیات تبدیل کند. از نگاه او، محسن مؤمنیشریف نیز در «ماه و بلوط» تلاش کرده است مسئله کردستان را در پیوند با مسئله بزرگتر ایران روایت کند.
مؤمنیشریف: دغدغه من شناخت ایران است
محسن مؤمنیشریف نیز در این نشست، «شناخت ایران» را یکی از دغدغههای دیرین خود عنوان کرد و گفت همچنان در مسیر شناخت این سرزمین قرار دارد.
او با طرح این پرسش که «چه چیزی ایران را ایران میکند؟» گفت همواره به دنبال یافتن آن مسئله بزرگی بوده است که بتواند نماینده روح یک ملت باشد.
مؤمنیشریف با اشاره به تجربه جمهوری کردستان در مهاباد اظهار کرد که این جریان در خارج از مهاباد و برخی مناطق اطراف، در شهرهایی مانند سنندج و کرمانشاه با استقبال گسترده مواجه نشد و از نظر او، این مسئله میتواند یکی از نشانههای پیوند مردم کرد با ایران باشد؛ موضوعی که تلاش کرده است در «ماه و بلوط» نیز به آن بپردازد.
این نویسنده درباره شکلگیری رمان نیز توضیح داد که علاقهاش به موضوع کردستان سابقهای طولانی دارد و پیش از این درباره تحولات سیاسی آذربایجان و کردستان مطالعه کرده بود. نگارش «ماه و بلوط» از سال ۱۳۸۴ آغاز شد و در مقاطعی به دلیل مسئولیتها و مشغلههای مختلف متوقف شد، اما این موضوع همچنان در ذهن نویسنده باقی ماند.
به گفته مؤمنیشریف، او پس از بازنشستگی و بهویژه در سه سال پایانی، با تمرکز بیشتری روی این رمان کار کرده است.
رمان تاریخی؛ فراتر از انتقال اطلاعات
بخش دیگری از نشست به تفاوت میان تاریخنگاری و داستاننویسی تاریخی اختصاص داشت. دیزگاه در پاسخ به این پرسش که چه میزان از «ماه و بلوط» مبتنی بر واقعیت تاریخی و چه میزان حاصل تخیل نویسنده است، گفت این پرسش بیش از آنکه ادبی باشد، رویکردی ژورنالیستی دارد؛ چراکه رمان جهان مستقلی میسازد و شخصیتها و حوادث آن باید بر اساس منطق درونی همان جهان سنجیده شوند.
او تأکید کرد که معیار ارزیابی یک رمان، میزان انطباق آن با کتابهای تاریخی نیست، بلکه هماهنگی شخصیتها، حوادث و جهان داستان اهمیت دارد.
به گفته دیزگاه، رسالت رمان صرفاً ارائه اطلاعات تاریخی، جغرافیایی یا جامعهشناختی نیست. در شرایطی که مخاطب میتواند اطلاعات تاریخی را بهسرعت از منابع مختلف به دست آورد، وظیفه رمان ایجاد تجربهای انسانی و قرار دادن مخاطب در جهان داستان است؛ به گونهای که خواننده بتواند خود را در آن جهان ببیند و نسبت خود را با تاریخ، جامعه و سرزمینش بازتعریف کند.
او یکی از صحنههای رمان را نمونهای از این ویژگی دانست؛ جایی که گروهی در یک تنگه گرفتار شدهاند و دشمن از موقعیتی که دیده نمیشود آنها را هدف قرار میدهد. به اعتقاد او، اهمیت چنین صحنهای در اطلاعات تاریخی آن نیست، بلکه در تجربهای است که از طریق ادبیات برای خواننده ایجاد میشود.
زبان و زاویه دید؛ از نقاط قوت رمان
زبان «ماه و بلوط» نیز از دیگر موضوعات مورد توجه دیزگاه بود. او زبان این اثر را ترکیبی از تجربههای خاطرهنگارانه، تاریخی و گزارشی دانست که در نهایت به یک زبان مستقل داستانی رسیده است.
وی حفظ این زبان را در رمانی حدود ۹۰۰ صفحهای یکی از نقاط قوت اثر دانست و گفت این ویژگی به مخاطب کمک میکند به جای قرار گرفتن بیرون از داستان، در جهان آن زندگی کند.
دیزگاه همچنین استفاده از زاویه دیدهای مختلف و بهویژه اولشخص را در بخشهایی از رمان مؤثر دانست و گفت این شیوه با ایجاد حس حضور راوی در وقایع، به باورپذیری جهان داستان کمک میکند.
او تجربه مواجهه مخاطبان جوان با این رمان را نیز نشانهای از توانایی اثر در جذب مخاطب دانست و گفت در شرایطی که مخاطب امروز به سرعت میان محتواهای کوتاه شبکههای اجتماعی جابهجا میشود، ماندن یک خواننده جوان با رمانی حدود ۹۰۰ صفحهای، نشاندهنده ظرفیت داستان برای درگیر کردن مخاطب است.
شخصیتها؛ تار و پود یک فرش ایرانی
شخصیتپردازی بخش دیگری از این نشست بود. دیزگاه شخصیتهای «ماه و بلوط» را مجموعهای درهمتنیده دانست که هر کدام بخشی از کلیت داستان را شکل میدهند.
او با تشبیه این شیوه به فرش ایرانی گفت شخصیتها بهتدریج در طول داستان ظاهر میشوند و در کنار یکدیگر تصویری کاملتر میسازند؛ جلال خاوری، جاوید افشار، طاووس، کاوه، امانالله و دیگر شخصیتها هر یک بخشی از تار و پود اثر را تشکیل میدهند.
به گفته این منتقد، یکی از ویژگیهای مهم رمان آن است که حتی شخصیتهایی که از نظر فکری و ایدئولوژیک با نویسنده همسو نیستند، فرصت بیان دیدگاه خود را پیدا کردهاند و همین مسئله مانع تبدیل شدن اثر به یک بیانیه سیاسی شده است.
فصل نخست رمان نیز در این بخش مورد بحث قرار گرفت. دیزگاه این فصل را دارای لایههای فکری و استعاری مهمی دانست.
مؤمنیشریف در پاسخ گفت این بخش در ابتدا قرار بود «پیشدرآمد» باشد و داستان اصلی پس از آن آغاز شود. به گفته او، انتخاب این عنوان از موسیقی سنتی و بهویژه موسیقی کردستان الهام گرفته شده بود؛ بخشی که پیش از آغاز مراسم، فضای لازم را برای ورود مخاطب به بخش اصلی فراهم میکند.
تلاش برای رسیدن به «روایت ایرانی»
در ادامه نشست، موضوع «روایت ایرانی» مورد توجه قرار گرفت. مؤمنیشریف گفت یکی از دغدغههای اصلی او این است که نویسندگان ایرانی بتوانند با زبان و نگاه خود، داستان خودشان را روایت کنند؛ روایتی که مخاطب ایرانی هنگام خواندن آن بتواند خودش را در آن ببیند.
او با اشاره به تأثیر ادبیات ترجمه بر داستاننویسی ایران، بر ضرورت تجربه و تلاش بیشتر برای رسیدن به زبان و روایتی ایرانی تأکید کرد.
مؤمنیشریف در این زمینه به عناصر هنر ایرانی، از جمله فرش و کاشیکاری، اشاره کرد و گفت فرش ایرانی برای او نمونهای از هنری است که اجزای متعدد آن در کنار یکدیگر به معنایی واحد و تازه میرسند.
دیزگاه نیز این ویژگی را از نقاط قابل توجه «ماه و بلوط» دانست و گفت یک رمان زنده اثری است که میتوان بارها به آن بازگشت و هر بار معنای تازهای از بخشهای پیشین آن دریافت کرد.
تأکید بر توجه جوایز ادبی به آثار ملی
در بخش پایانی نشست، موضوع جوایز ادبی نیز مطرح شد. دیزگاه با اشاره به سالها زمان صرفشده برای نگارش «ماه و بلوط» و پرداختن آن به یک مسئله ملی، تأکید کرد آثاری از این دست باید از سوی جوایز ملی جدی گرفته شوند.
او همچنین گفت چنین رمانی برای جا افتادن در فضای فکری و فرهنگی جامعه به زمان نیاز دارد و دستگاه نقد ادبی باید با خوانش، معرفی و تفسیر این آثار، زمینه شناخت بهتر آنها را فراهم کند.
در پایان، مؤمنیشریف از رهبر انقلاب بهعنوان یکی از مخاطبان و مشوقان خود در مسیر نگارش این رمان یاد کرد و گفت بخشی از اثر سالها پیش منتشر شده و مورد توجه و تشویق ایشان قرار گرفته بود و یکی از آرزوهایش این بوده که بتواند رمان را به پایان برساند و ایشان آن را ببیند.
او همچنین بر مسئولیت نویسنده و هنرمند در قبال مخاطب امروز تأکید کرد و گفت نویسنده نباید مخاطب را نسبت به آینده بدبین و ناامید کند؛ چراکه در کنار همه ناملایمات، روشناییهایی نیز در زندگی وجود دارد.
نشست نقد و بررسی «ماه و بلوط» با تأکید بر ظرفیت ادبیات داستانی برای بازخوانی تاریخ، هویت و نسبت انسان با سرزمین به پایان رسید؛ نشستی که در آن این رمان، روایتی از کردستان در سطحی فراتر و در پیوند با «مسئله ایران» معرفی شد و تلاش نویسنده برای رسیدن به یک «روایت ایرانی» از تاریخ و هویت مورد بررسی قرار گرفت.
انتهای پیام/