به گزارش روابط عمومی باغ کتاب تهران، رئیس همکاریهای بینالملل بنیاد سعدی و منتقد ادبی، دربارۀ راز ماندگاری آثار سعدی به ویژه حکایتهای گلستان و بوستان گفت: ابتدا باید توجه کنیم که چرا ادبیات و به ویژه شعر و داستان برای انسان معاصر و در زندگی روزمره دارای اهمیت است و حتی تفاوتی نیز بین شاعران ادبیات کلاسیک و معاصر در اینباره نیست؛ زیرا شعر دارویی طبیعی است که از زندگی و تجارب انسانی نشأت میگیرد. این تجربههای شخصی که زمینه مشترک با دیگران دارد، در بنیانهای اساسی زندگی ما به شعر تبدیل میشوند توسط شاعرانی چون سعدی شیرازی. بخش هیجانانگیز این موضوع چنین است که شعر قالبی شفابخش دارد و به ما کمک میکند تا تکههای از هم گسیخته زندگیمان را در کنار هم قرار دهیم. مانند زمانهایی که پس از خستگیها، افسردگیها، خشمها و عصبانیتها به شعر روی میآوریم و شعر به ما کمک میکند حتی در لحظاتی که حالمان خوب نیست یا از همهچیز ناامید شدهایم، سلامت روانمان را دوباره به دست آوریم؛ چون گوهر و ماهیت ذاتی شعر مثل آوا، استعاره، صور خیال، عاطفه و وزن چون نوشدارویی عمل میکند که نظام جسمانی، ذهنی و روانی ما را استحکام و قدرت میبخشد.
شعر درمانی
او در ادامه یادآور شد: شعر نهتنها محلی برای بیان و کشف احساسات شاد ماست، بلکه مأمنی برای دردهای عاطفیمان نیز به شمار میآید. شعر همواره همچون آینهای بوده که احساسات و تجربیات انسانیمان را بازتاب میدهد. در دهههای اخیر پژوهشها نشان دادهاند که شعر و داستان میتواند ما را درمان کنند. حوزهای که در آن شعر ما را درمان میکند، «شعر درمانی» نامیده میشود و این بخش شاخهای از هنر درمانی است که با استفاده از ظرفیتهای درمانی شعر، به بهبود سلامتی و وضعیت عاطفی افراد کمک میکند. نظریهپردازانی چون مازا و جان فاکس از پیشگامان شعر درمانی هستند و شعر را دارویی برای روح میدانند که به التیام زخمهای روانیمان کمک میکند.
اشعاری فرا زمانی و مکانی
این منتقد ادبی ضمن اشاره به این نکته که آثار سعدی فرا زمانی و مکانی هستند، عنوان کرد: سعدی شیرازی با آثارش، همچون «گلستان» و «بوستان»، به عنوان «استاد انسانشناسی ادبی» شناخته میشود. اشعار او با ترکیب روایتهای اخلاقی، طنز ظریف و درک عمیق از طبیعت انسان، قابلیتهای درمانی دارند که ارزش آنها را در زندگی ما نشان میدهند. باید از این زاویه به شعر سعدی نگاه کرد؛ چرا که میتواند به عنوان دارویی برای روح عمل کند. به همین دلیل است که وقتی به شعر سعدی نگاه میکنیم، میبینیم که او، با آثارش که فراتر از زمان و مکان هستند، به ما کمک میکند تا ارتباط عمیقی با آنچه که در شعرش نهفته است، برقرار کنیم. راز ماندگاری سعدی نیز در همین شعر درمانی نهفته است که به ما امکان میدهد در هر زمان و مکانی به او و آثارش نزدیک شویم.
فلسفه زندگی
حدادی درباره کاربرد شعر درمانی در اشعار سعدی بیان کرد: در کاربرد شعر درمانی در آثار سعدی باید به چند نکته مهم توجه کنیم ، اولاً، این شعر درمانی به ما احساس رهایی عاطفی میدهد و فرصتی برای ابراز خود فراهم میکند. شعر شاعرانی مانند سعدی به ما فضایی امن و بدون قضاوت عرضه میکنند تا عمیقترین احساسات، افکار و تجربیاتمان را بیان کنیم. از دیگر کاربردهای شعر درمانی، ایجاد خوداندیشی و بینش است. این اشعار ما را تشویق میکنند تا درباره خود و فلسفه زندگیمان بیاندیشیم و روایتهای جدیدی از خودمان و تجربیاتمان پیدا کنیم. مثلاً وقتی یک شعر یا حکایت از سعدی را مطالعه میکنیم، درمییابیم که درد مشترکی بین انسانهای قرن هفتم و بیستویکم وجود دارد و این به ما کمک میکند تا زخمهای درونیمان را که حاصل یک اتفاق است، درمان کنیم. نمیتوان گفت که حکایتهای سعدی در قرن هفتم با حال و شرایط روحی و روانی امروز ما ارتباطی ندارند. زمانی که با حکایت و مفهوم آن روبرو میشویم، سومین کاربرد شعر درمانی خود را نشان میدهد: شفا و مقابله. این حکایتها و روایات به ما کمک میکنند تا شفا پیدا کنیم و با ایجاد ارتباط و همدلی، تندرستیمان را بهبود ببخشیم.
ویژگی حکایات سعدی
او درباره ویژگیهای منحصربه فرد اشعار و حکایات سعدی گفت: یکی از ویژگیهای منحصربهفرد شعر، توانایی آن در عبور از موانع ارتباطی در سطح عاطفی عمیق است. همه ابیات و حکایات سعدی باعث این اتفاق میشود. برای مثال، به این بیت از سعدی توجه کنید:
بدین شیوه مرد سخنگوی چُست به آب سخن کینه از دل بشست
این بیت در ادبیات فارسی دارای جنبههای استعاری و درمانی است. سعدی با این استعارههای زیبا مفاهیم عمیقی را بیان میکند. در اینجا، «دل» استعارهای از «آینه» است و « به آب سخن کینه از دل شستن» آب را که خاصیت تمیزی و پاک کنندگی دارد در کنار کینه که دل را تاریک میکند و تیرگی در روان ایجاد می کند، گذاشته است. در واقع سعدی با ساخت این استعاره به مخاطبش میگوید دل تو که مانند آینه است نباید تیره باشد تو باید با سخنان نیک، تیرگی این کدورت و کینه را که از عزیزانت، دوستانت همسایگانت و محل کارت داری، بشویی. در واقع این توصیه به ما یادآوری میکند که دلمان باید از کدورت و کینه خالی باشد تا احساس خوبی داشته باشیم. زمانی که از کسی ناراحت هستیم یا کینهای در دل داریم، احساس ناامیدی و خشم خواهیم داشت. لذا سعدی میگوید که دل تو باید شفاف و تمیز باشد؛ زیرا هر چه دل تاریکتر شود، نمیتوانیم خودمان را در آیینه ببینیم.
رهایی عاطفی
او اضافه کرد: سعدی سپس این بیت را میگوید:
کرم کرد و غم خورد و پوزش نمود بداندیش را دل به نیکی ربود
اینجا، سعدی ما را به داشتن کرم و بخشش دعوت میکند. اگر ما حس بخشش را در خود پرورش دهیم، میتوانیم دل بداندیشان را به نیکی ربوده و شفا یابیم. این حالت رهایی عاطفی، بیان شخصی و همدلی را در میان ما ایجاد میکند. این استعاره خیلی زیبایست که سعدی به کار برده است.
دل دوستان جمع بهتر که گنج خزینه تهی به که مردم به رنج
این دل، محل دیدن خداوند است و خداوند میگوید من در دل مومنان و انسانهای با اخلاق جای دارم. اگر ما دل دوستانمان را جمع کنیم، مانند گنج ارزشمند است. دوستی و محبت خود یک گنج بینظیر است. حتی اگر از مال دنیا چیزی نداشته باشیم، اما دوستان خوبی داشته باشیم، این خود یک دارایی بزرگ است. بنابراین، ما باید به خود و کسانی که با آنها سروکار داریم کمک کنیم تا این گنج، یعنی دوستی و جمع کردن دلهای یکدیگر را در زندگیمان ایجاد کنیم.
تاثیر حکایات سعدی بر شاعران
حدادی با اشاره به تأثیر اشعار و حکایات سعدی بر آثار شاعران دیگر اظهار کرد: بسیاری از آثار پس از سعدی از این حکایات اخلاقی بهره گرفتهاند. ما باید با اشعار سعدی به این شکل روبرو شویم و آنها را به گونهای بخوانیم که برای ما دارو و درمان باشند. وقتی من خودم را به عنوان یکی از اعضای جامعه درمان کنم، مطمئناً این فرد به دیگری آزار نخواهد رساند. وقتی بدانم این حکایت سعدی چقدر به کاهش اضطراب من کمک کرده و حس همدلی و تقویت امید را در من ایجاد کرده است، این احساسات را به دیگران نیز منتقل خواهم کرد.
ارتباط حکایات سعدی با زندگی امروز
او درباره رابطه حکایات سعدی با زندگی امروزی گفت: حکایت «چنان قحط سالی شد اندر دمشق» وصف الحال ماست. چطور من میتوانم آرامش و آسایش داشته باشم وقتی که همنوعانم، دوستانم و عزیزانم همه در حال غرق شدن هستند. فکر کنید شما در یک ساحل ایستادهاید و دوستان شما در حال غرق شدن هستند آیا میتوانید بیتوجه باشید و واکنشی نشان ندهید. در واقع روی زرد من به دلیل غم بینوایان است.
اینجا یادآور همان ابیات «بنیآدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند» است. این در واقع طرحواره اشعار کلی سعدی است. آیا این شعر و حکایت به کار و زندگی انسانهای معاصر میآید؟ در واقع این اشعار سعدی روایتهای همذات پندارانهای دارد که بر وحدت انسانی تاکید میکند و ناخودآگاه پیشگام اصول شعر درمانی در ادبیات کلاسیک فارسی است.
شعر درمانی، هنر شفابخش سرودن شعر
او در پایان گفت: من به متخصصان روانشناسی پیشنهاد میکنم از ادبیات فارسی و اشعار در جلسات مشاوره استفاده کنند. کتاب «شعر درمانی، هنر شفابخش سرودن شعر» اثر جان فاکس با ترجمه فریده داوودی مقدم و گیتا ممدوحی را معرفی میکنم تا ببینید که چقدر شعر توانسته است انسانهای زیادی را در جهان درمان کند و امیدوارم که همه ما قدر و ارزش ادبیات فارسی را بدانیم و با عمق پیامهای اخلاقی و دلنشینش ارتباط بگیریم. این پیامها میتوانند ما را از لحاظ روحی درمان کنند. چون احساسات مشترک ما را به تصویر میکشند و در لحظات تنهایی همراهیمان میکنند. با خواندن و درک این آثار به رشد و بهبود زندگی خودمان کمک کنیم.
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی به صد دفتر نشاید گفت حسبالحال مشتاقی
نه حسنت آخری دارد نه سعدی را سخن پایان بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی